واژهنامه
هر واژه یک بار و دقیق تعریف شده است. این فهرست برای مرور سریع هنگام حل مسئله ساخته شده — نه برای خواندن از ابتدا تا انتها.
ا
- اسکی
-
هر متنی که میخوانی در حافظه رشتهای از همین کدهای ۷ بیتی است. حروف بزرگ و کوچک ۳۲ واحد با هم اختلاف دارند (A=۶۵ و a=۹۷).
- افزون-۳
-
مزیت افزون-۳ این است که مکمل نهتایی هر رقم با معکوسکردن بیتها به دست میآید. رقم ۵ مثلاً بهصورت ۱۰۰۰ کد میشود.
- انکودر اولویتدار
-
راهحل مشکل انکودر ساده در برابر ورودی نامعتبر است. کاربرد آشنایش صفحهکلید است: وقتی دو کلید همزمان فشرده شوند، یکی انتخاب میشود.
- ایمپلیکانت ضروری
-
ایمپلیکانتهای ضروری حتماً در جواب نهایی هستند؛ بقیهٔ مینترمها بعد از برداشتن آنها با کمترین گروههای باقیمانده پوشش داده میشوند.
ب
ت
- تحریک لبهای
-
تفاوت اصلی فلیپفلاپ و لچ همینجاست: فلیپفلاپ بین دو لبه قفل است و همین قفلبودن، مدار سنکرون را از مسابقهٔ زمانی نجات میدهد.
ج
- جدول تحریک
-
جهتش برعکس جدول مشخصه است: مشخصه برای تحلیل (خواندن) و تحریک برای طراحی (ساختن). قاطیکردن این دو، رایجترین خطای فصل ۵ است.
- جدول حالت
-
سند تحلیل مدار ترتیبی است: از معادلههای حالت پر میشود و نمودار حالت، تصویر همین جدول است.
- جدول درستی
-
هر سطر جدول یک «دنیای ممکن» است. تابع n ورودی، ۲ به توان n سطر دارد و همین جدول، سند ساخت فرمهای SOP و POS است.
د
- دوگان
-
اگر قضیهای در جبر بول درست باشد، دوگانش هم درست است. پس هر قانون دو رو دارد و کافی است یکی را حفظ باشی.
س
- سرریز
-
در جمع علامتدار، سرریز وقتی رخ میدهد که نقلیِ ورودی به بیت علامت با نقلیِ خروجی از آن فرق کند. نشانهٔ شهودیاش: جمع دو مثبت، منفی میشود یا برعکس.
ش
- شمارنده
-
سادهترین کاربرد مدار ترتیبی و ویترین کل فصل است: حالتها، گذارها، تحریک و کلاک همه در یک مدار کوچک جمعاند.
ف
- فلیپفلاپ JK
-
همهکارهٔ خانوادهٔ فلیپفلاپهاست و مدار نهایی کوچکتری میدهد، ولی جدول تحریکش دو ستون دارد و طراحی دستی با آن شلوغتر است.
ک
- کد گری
-
چون فقط یک بیت عوض میشود، در لحظهٔ گذر هیچ مقدار اشتباه میانی خوانده نمیشود؛ به همین دلیل در حسگرهای موقعیت و جدول کارنو (ترتیب سطر و ستون) به کار میرود.
- کلمه
-
طول کلمه (مثلاً ۳۲ یا ۶۴ بیت) تعیین میکند پردازنده در هر عملیات با چه حجمی از داده کار میکند. ثباتها معمولاً به اندازهٔ یک کلمهاند.
ل
- لچ D
-
با گرهزدن ورودیها به هم (D و نقیضش) ترکیب ممنوعه از اساس حذف شده است. یعنی «یک بیت را بگیر و نگه دار».
- لچ SR
-
سادهترین سلول حافظه است: S آن را ۱ میکند، R صفر میکند و ۰۰ حالت را نگه میدارد. حساس به سطح است، نه لبه.
- لیترال
-
در عبارت xy′ + x′z چهار لیترال هست. شمارش لیترالها معیار سادگی عبارت است: هر چه کمتر، گیت کمتر.
م
- مدار سنکرون
-
کلاک مشترک یعنی «حالا»ی مشترک برای همهٔ بخشها. کل این فصل دربارهٔ مدارهای سنکرون است؛ مدار بدون کلاک مشترک را ناهمزمان میگویند.
- مقایسهگر
-
از پرارزشترین بیت شروع میکند: اولین اختلاف، برنده را مشخص میکند. برای تساوی کامل، برابری بیتبهبیت با XNOR چک میشود.
ن
- نقشهٔ کارنو
-
سطرها و ستونهای نقشه با ترتیب گری شمارهگذاری شدهاند تا خانههای مجاور دقیقاً یک لیترال اختلاف داشته باشند. گروهبندی یکها SOP سادهشده و گروهبندی صفرها POS سادهشده میدهد.
- نقلی موجی
-
ساده ولی کند: نقلی باید مثل موج از همهٔ مرحلهها بگذرد. سریعکردن آن (نقلی پیشبین) موضوع پیشرفتهتر است و در این دوره نمیآید.
- نمودار حالت
-
خواندنش مثل نقشهٔ متروست: «الان کجایی + چه ورودی داری = کجا میروی و چه خروجی میدهی». همیشه باید با جدول حالت سازگار باشد.
- نیمجمعکننده
-
نیمجمعکننده فقط شروع کار است؛ برای زنجیر شدن در جمع چندبیتی به نقلی ورودی نیاز دارد و همان میشود تمامجمعکننده.
B
- BCD
-
BCD برای نمایش دهدهی (ماشینحساب، ساعت دیجیتال) ساخته شده، نه برای محاسبهٔ فشرده: هر رقم چهار بیت میخواهد و جمع آن نیاز به اصلاح ۶+ دارد.