متغیر و عبارت
نمادی (مثل x) که بهجای یک مقدار مینشیند. در مدار منطقی، هر متغیر فقط دو مقدار میگیرد: صفر یا یک.
ترکیبی از متغیرها، عددها و عملگرها که یک مقدار تولید میکند؛ مثل . خواندن مدار منطقی یعنی همین: فهمیدن اینکه خروجی از ورودیها چطور ساخته میشود.
ترتیب عملیات مهم است
همانطور که در حساب اول ضرب بعد جمع انجام میشود، در منطق هم عملگرها اولویت دارند:
- پرانتز — هر چه داخل پرانتز است اول.
- NOT (نقیض) — مثل علامت منفی، به نزدیکترین چیز میچسبد.
- AND (ضرب منطقی) — مثل ضرب معمولی.
- OR (جمع منطقی) — مثل جمع معمولی، آخر از همه.
پس یعنی ، نه . هر وقت مطمئن نیستی، پرانتز بگذار؛ پرانتز اضافه هیچوقت غلط نیست.
اشتباه رایج
اولویت عملگرها سلیقهای است و میشود از چپ به راست حساب کرد.
تصحیح
بدون اولویت ثابت، یک عبارت دو معنای مختلف میدهد و دو مدار متفاوت میسازد. قرارداد اولویت، زبان مشترک طراح و خوانندهٔ مدار است.
گزارهٔ درست یا نادرست
جملهای که دقیقاً یکی از دو ارزش را دارد: درست (True) یا نادرست (False). در مدار منطقی، درست را با ۱ و نادرست را با صفر نشان میدهیم.
«کلید وصل است» یک گزاره است (یا درست است یا نادرست). اما «چه هوای خوبی!» گزاره نیست، چون ارزش درستی مشخصی ندارد. کل جبر بول روی همین ایده سوار است: هر متغیر یک گزاره است و هر مدار، ترکیب گزارههاست.
جدول خواندن را تمرین کن
در این دوره زیاد با جدول درستی (Truth Table) روبهرو میشوی: جدولی که بهازای همهٔ ترکیبهای ورودی، خروجی را نشان میدهد. خواندنش ساده است — هر سطر یک «دنیای ممکن» است:
| A | B | |
|---|---|---|
| ۰ | ۰ | ۰ |
| ۰ | ۱ | ۱ |
| ۱ | ۰ | ۱ |
| ۱ | ۱ | ۱ |
سطر دوم را اینطور بخوان: «اگر A نادرست و B درست باشد، آنوقت A یا B درست است.» همین جملهخوانی ساده، بعداً کلید فهم جدولهای حالت در فصل ۵ میشود.